سپهر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
پویا امینی
به نام او
سی سال پیش در چنین روزی ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۶ هجری شمسی مطابق با ۵ یا ۶ می
۱۹۷۷ میلادی در حالیکه خانم فائقه آتشین(گوگوش) تولد خودشو جشن می گرفت و در حالیکه
تقریبا سه ماه و نیم از رفتن پرزیدنت جرالد فورد از کاخ سفید و اومدن پرزیدنت جیمی کارتر در
آمریکا گذشته بود و در حالیکه امیرعباس هویدا آخرین ماههای حضورشو در نخست وزیری پس
از ۱۳ سال صدارت میگذروند و در حالیکه ویلیام اچ.سولیوان به تازگی به سفارت ایالات متحده
در ایران منصوب شده بود و فضای باز سیاسی در میون بود در محله بهجت آباد تهران فرزند
دوم خونواده امینی به دنیا اومد که اسم گلشو آقا پویا گذاشتن.پیش از پویا آقا پیام به دنیا
اومده بود و پس از پویا هم آقا پرهام به دنیا اومد.
پویای ما به سن دانشگاه رسید و قبول شد و خودش یه جا گفته روز قبولیش بهترین روز زندگی
اون بوده.در رشته کارگردانی نمایش مشغول تحصیل شد.ترم دوم دانشگاه بود که جرقه شهرت
و محبوبیتش خورد و سر سریال آقای حمید لبخنده یعنی در قلب من رفت و مشغول شد.مجبور
بودن شب کاری داشته باشن و گاهی از کلاسای دانشگاه هم جا میموند.یکی از همکلاساش
بهش گفت تو چطور شب کاری می کنی ولی سیگار نمی کشی و گویا پویای ما هم در جواب
گفته بود به همون دلیل که تو شب کاری نمی کنی ولی سیگار میکشی.
سریال در قلب من روی آنتن رفت و به خوبی مورد استقبال واقع شد.اون روزا پیر سیاستمدار
عرب یعنی ملک حسین پادشاه فقید اردن آخرین ماههای سلطنت پرحادثه و بسی درازشو
میگذروند.اون موقع من هم کلاس دوم راهنمایی بودم و به شعر و ادبیات فارسی علاقه خاصی
داشتم.سه قسمت از در قلب من از همان موقع برایم باقی مونده.اونجا که پویا میگه از دبیرستان
زدم بیرون بعد اونجا که تو باشگاه گربه ای به صورت پویا میپره و اونجا که با دسته گل به محضر
میاد.با وجود اینهم که پویا اون موقع حدود ۲۰ سال بیشتر نداشت شایعه کرده بودن که متا هله
و دو تا بچه هم داره.
حیف که فقط از این دوسه سال اینجای کار پویا اطلاعی ندارم و باید سرزنش بشم.نمی دونم
خورشید و ماه(اگه اشتباه نکنم) یا زمان شوریدگی یکی دوتای دیگه همین موقع ها بودن یا نه
هر چی هم فکر می کنم یادم نمیاد یه بار که دادا پویا خودشو تو اجرا محک زد اون سالها بود
یا بعدش ولی یه برنامه درباره ایدز بود که پویا اجرا می کرد.یه قسمتشو دیدم و به یاد دارم که
پویا اگه اشتباه نکنم پیرهن آستین دار آبی و شلوار پارچه ای سیاه و جورابایی به همین رنگ
داشت.
و اما خط قرمز.......................
این یکی که به خاطر قرمز بودنش تو کارای پویا خیلی شاخصه(با مزه بود نه؟؟؟؟)
از موندگار
ترین سریالا حد اقل برای منه.سال ۱۳۸۰ یکی از شیرین ترین سالهای زندگیم بود که پویا و
دوستاش هم درش سهیم هستن.کار من درباره ایالات متحده آمریکا و سه کشور تونس و
الجزایر و مراکش از مشخصه های تابستون اون ساله که سریال در حال ضبط بود.عکسی از
پویا در سایت صدا و سیما پیدا کردم که گویا روز دوم شهریور گرفته شده یعنی روزی که دو
روز بعدش در روز تولدم به مرکز کتابفروشی وزارت امور خارجه رفتیم و کتاب سبز آمریکا رو
خریدیم.حدود ۱۷ روز بعدش هم که همه یادشونه.۲۰ شهریور ۱۳۸۰ برابر با ۱۱ سپتامبر
۲۰۰۱
بوم م م م م م برجها ریختن نیویورکیا وحشت کردن و جرقه یه دوران پرماجرا خورد.
خط قرمز به پخش رسید و اندکی از انفجار ۱۱ سپتامبر رو تو جامعه ما آورد و مردم چیزایی رو
دیدن که به وجد اومدن.نمی دونم آبان اون سال هنوز به پخش رسیده بود یا نه ولی تو اون یه
ماه هم دو نفر از سران برجسته رژیم گذشته سلطنتی ایران در خارج درگذشتن.ملکه ثریا
اسفندیاری همسر دوم شاه در ۶۹ سالگی به سکته مغزی در پاریس و ارتشبد غلامرضا
ازهاری در ۸۳ سالگی در لوس آنجلس.من هم که روی آمریکا و شوروی کار می کردم و
در ماه آبان برای اولین بار سفارت سابق آمریکا رو از نزدیک دیدم که انصافا پر و پیمون بود.
در روزهای ۱۷ و ۲۰ آبان اینکار انجام شد.
میرسیم به سال ۱۳۸۱ که سال ازدواج پویا جان ما بود.اسفند ۸۱ این اتفاق افتاد.یعنی در برهه
ای که تراکم ازدواج هنرمندان زیاد بود.چند روز قبل از پویا آقای کوروش سلیمانی بازیگر سریال
نرگس ازدواج کرد روز ازدواج پویا آقای هومن حاجی عبد اللهی مجری خوب و همسرشون هم که
از هنرمندان هستن و سه روز پس از پویا آقای سعید شیخ زاده بازیگر و مجری جوون اما با تجربه
و خوشتیپ.
یه ماه بعد هم که در نوروز ۱۳۸۲ که آتیش حمله آمریکا به عراق شعله ور شده بود پویا رو با
خوشرکاب دیدیم.پویا از پیشنهاد آقای علی شاه حاتمی جا خورد.توی اون گروه فقط پویا و
مجید صالحی جبهه نرفته بودن و پویا هم دانسته های جبهه رو بیشتر از دایی مرحومش
شنیده بود.ولی با کمک آقای شاه حاتمی به نقش جوون بسیجی نزدیک شد.موقعی که
خوشرکاب پخش می شد پویا در ایران نبود و حدس میزنم سر صحنه وعده دیدار یا پرده عشق
بود.
ماه رمضان ۱۳۸۳ هم سریال پرطرفدار کمکم کن پخش شد و همکاری دوم پویا با کارگردان خط
قرمز در نقشی منفی ولی قابل درک.
نوروز ۱۳۸۴ هم خوشرکاب ۲ که قبلش تو دهه محرم من وعده دیدارو تو سینما دیدم و تا پویا
ظاهر نشد چیپسمو نخوردم.پویای ما کولاک کرد.بعدش هم نسخه سریالی وعده دیدار با نام
پرده عشق پخش شد.
تابستان ۱۳۸۵ هم در قلب من رو دوباره دیدیم و هم مصاحبه زنده پویا رو.من یه بار که به والیبال
هنرمندان رفتم از دور به پویا ویکتوری نشون دادم و لبخند کمرنگی تحویل گرفتم.
تولد عزیز دلم هنرمند محجوب آقای پویا امینی رو به خونواده و هواداراش تبریک و شادباش
میگم و آرزوی سلامتی خوشی خرمی و پیروزی برای همشون دارم.گاهی اوقات جای والدین
پویا از خوبیش لذت می برم.نکته ای هم که درباره پویا قابل گفتنه اینه که تو تمام مصاحبه ها
تو مجلات اسم خدا رو آورده.
ماه رمضون هم گرچه بوی خوش زندگی خیلی نگرفت ولی علاقه ما به پویای عزیزمون بازم
بیشتر گرفت.
شباهت پویا به سه سیاستمدار هم میتونه مثال زدنی باشه.محمدرضا شاه پهلوی دکتر زبیگنیو
برژینسکی و جرج بوش پدر.هر سه این موارد در دوران جوونی شباهت دارن مخصوصا مورد آخر.
| لینک | ۱۳۸٦/٢/۱٥ - سید سپهر سیدزمانی |

