خلیج فارس ورای نام   

به نام او

نمیدونم چرا تنبلی میکنم دو ماه دوماه و سه ماه سه ماه آپ میکنم.از بینندگان

عزیز عذر میخوام(ای بابا مجری شدم مگه مجری بلاگ نیستم؟)نیشخند

 

دارم به این فکر می کنم که میشه به جز پافشاری روی اسم تاریخی خلیج فارس

روی دوستیها تکیه بشه؟نام تاریخی که تردیدی نداره حالا هرچی دیگران بگن ولی

مسائلی در درجه همین غیرت و بالاتر از اون از نوع انسانیت که جدا از غیرت هم

نیست باید مطرح بشه و عملی بشه و فقط مطرح نشه.یکی از اونها همکاری و

همیاری و چیزیه که شاید بشه همدیگه رو به هم قرض دادن اسمشو بذارم و از

نظر خودم چرا نشه؟

ایرانیها به طور نمیدونم فطری یا چیز دیگه از اعراب بیزارن و اعراب هم از ایرانیا.

بمب و موشک سرد و گاهی گرم"مجوس"از عرب به ایرانی و "سوسمار خور"از

ایرانی به عرب هم پاشنده سم و ترکش این نفرتهاست.غیرتیهایی که روی نام

تریخی تعصب دارن برای برادری و انسانیت داشتن؟یا دارن؟

حضور اعراب در قسمت آزادگی و میهماندوستی  و نوع خواهی ایرانیان و فرهنگهای

غنی و نزدیک و همینطور حضور ایرانیان در گرمای تن و محیط اعراب همین قرضی

هست که گفتم.

چه شیرینه که زیر چادر شیخی عرب میهمان باشم و او خدای را شکر گوید و مرا

در همان چادر مهمان کند تا حس قصر بودن را در روحم و نه جسمم هویدا کنم و

وقتی به من میگوید خدا به همراهت بغض کنم.

لینک