دو امریکا دو ایران   

به نام او

علوم انسانی و در راس آنها علوم سیاسی و فنون سیاست و دیپلماسی هماره زوایای

نو در میان خود و در ارتباط با دیگر دانشها داشته اند.

 

٢٠ فروردین سالگرد قطع روابط سیاسی ایران و امریکا بود و ۵ اردیبهشت عملیات ناکام

طبس که هم به یکدیگر ربط دارند و هم یک ریشه که آن هم به بحث ما ربط دارد.

 

نوآوری مورد بحث تحول در دیپلماسی قدیم و آشکار شدن گونه و گونه های تازه آن

است.در دموکراسی رویکرد مردم بر مردم حکومت کردن جان سخن است اما گاهی

در عین گفتار بهانه است.

 

وقتی چه به عنوان علم و پژوهش و چه به عنوان رشته دانشگاهی از"روابط بین الملل"

سخن می گوییم با دو مفهوم واقعی و غیرواقعی روبروییم.مفهوم غیرواقعی آن بده و

بستان های دولتها چه مثبت و چه منفی و مفهوم واقعی آن صلح و دوستی و نام این

رشته است و نه کار آن یعنی روابط بین"الملل"ونه بین"الدول"!همین به خوبی بیانگر

است که ریشه و اجزای ریشه کجاست و این عناوین پر طمطراق از جای دیگر و همزمان

هدفی دیگر بوجود آمده است و نحوستی که از قضا دانشمندان و دانشخواهان همین

رشته بیشتر از همه بدان واقفند وصله ای در عین ناچسبی چسبنده و در عین و ظاهر

چسبندگی ناچسبند.سمبل آن دو تاجر شرافتمند که یکی پارچه اش را می فروشد و

یکی شیرینی بی تقلبش را مبادله می کند و هردو امیدی دارند گاه بغض آلود از مهر

و صفا.

 

حکایت دو ملت بزرگ ایران و امریکا هم به عنوان دو ملت نمونه حق بالا را بدون نیاز به

دولت هایشان به نحو احسن ادا کرده اند و انسان مطالبی می خواند و می شنود که

گاهی متنش را هم نداند دلش بهترین مترجم است.پس اکنون نوبت دولتهای ایران

و امریکاست که این دیپلماسی نوین را رسمیت بخشند و دست دو ملت بزرگ و

دوست را برای ارتباطات فرهنگی و اجتماعی باز گذارند و خود به حل مشکلاتی که

در حیطه سیاست وجود دارد بپردازند و هدفشان حل کردن باشد چون کامل شدن

این پروسه با قصد و نیت درست است بی بهانه و بی دشمنی و اشکال تراشی.

 

امیدوارم دپلماسی مردمی و فرهنگی بتواند به دولتها هم فشار لازم را بیاورد تا

دولت و ملتی نمونه باشیم.

 

لینک