۱۳ آبان   

به نام او

۲۴ مهر سال ۱۳۵۸ بود.شاه فراری ایران از مکزیک وارد آمریکا شد.اما هنوز آغاز کار بود!این

خبر در بین دانشجویان ولوله انداخت که ایالات متحده شاه را پناه داده و باید فکری کرد که

که...که......................................................

دانشجویان راه افتادند.رفتند و رفتند تا در تقاطع خیابانهای روزولت و تخت جمشید سابق

به جایی رسیدند که ظاهر جعبه مانند نداشت اما گرمای انفجار این جعبه یا جعبه های

مجازی انفجار بدی آن روز دنیا را لرزاند و گرمایش تا امروز هم رسیده.خلاصه اینکه پس از

مدتی کش و قوس ۶۶ آمریکایی در سفارت آمریکا گروگان گرفته شدند.مدتی بعد جهت

نشان دادن حسن نیت گروگانهای زن و سیاهپوست آزاد شدند و جز یک نفر هم که بعدا

به دلیل بیماری آزاد شد اسارت بقیه ۴۴۴ روز طول کشید.

شاه در ۲۴ آذر پس از دقیقا دو ماه مجبور شد از آمریکا خارج شود.او کتاب پاسخ به تاریخ

چنین نوشته که در خلال بستری بودن در یکی از بیمارستانهای نیویورک پرزیدنت کارتر

هیچ تماسی نگرفت.کارتر دیگر به او هیچ اعتنایی نکرد و گویا درجاهایی نوشت یا گفت:

مایل نیستم شاه اینجا تنیس بازی کند و گروگانهای ما آنجا دربند باشند.اگر بوی گند

شاه در کشور ما استشمام شود نه برای ما خوب است و نه خودش.

کارتر همچنین عنوان کرده بود:من از نفرت مردم آمریکا آگاهی دارم و اگر از مردم پلنز(زادگاه

کارتر در جورجیا)بپرسم که چه کنم پاسخ می دهند:ایران را بمباران کنید.

                                               **********

درباره ۵۲ گروگانی هم که در آجا بودند عالیمقامترین آنها کاردار سفارت آقای  بروس لینگن

بود که در هنگام حادثه در وزارت خارجه به سر می برد که تلفنی به کارمندانش دستور داد

که اسناد را بویژه اسناد گاوصندوق شخصی خودش را که گویا درباره مذاکرات برای پذیرش

شاه بود از بین ببرند.پیر ترین گروگان هم آقای رابرت اود بود که در سال ۱۹۹۵ درگذشت.

                                           **********

درباره بروس لینگن

لوول بروس لینگن در ۶ اگوست ۱۹۲۲ در مینه سوتا متولد شد و مدرک کارشناسی ارشد خود

را در رشته روابط بین الملل دریافت کرد.در جنگ جهانی دوم در نیروی دریایی آمریکا خدمت

 کرد.او از ۱۹۴۹ تا ۱۹۸۷ در آلمان و ایران افغانستان و پاکستان مسوولیتهای سیاسی داشت

 و فکر می کنم دو سالی بین سنوات ۱۹۵۳ تا ۵۵ مامور سیاسی سفارت آمریکا در ایران بود.

او در ۱۹۷۷ به سفارت آمریکا در مالت منصوب شد و سپس به عنوان کاردار آمریکا در ایران انجام

 وظیفه کرد که به بحران گروگانگیری برخورد.

او پس از آزادی به عنوان معاون رئیس جمهور در دانشگاه دفاع ملی رسید و همچنین از

۱۹۸۷ تا ۱۹۹۰ مدیریت اجرایی کمیسیون خدمات عمومی(ولکر) را به عهده گرفت.

او هم اکنون از روسای آکادمی دیپلماسی آمریکا می باشد که یک موسسه غیرانتفاعی

است و بسیاری از نخبگان سیاست خارجی ایالات متحده در آن جمع بوده اند و هستند.

او عضو هیئت مدیره کلاس ریاست جمهوری آمریکا برای جوانان نیز بود و نمی دانم هنوز

نیز آنجا مشغول باشد یا خیر!

او جوایز و مدارج متعددی را به خود اختصاص داده که عبارتند از:جایزه شجاعت وزارت امور

خارجه آمریکا-جام طلایی آکادمی دستاوردهای آمریکا-جایزه دانشجویان ممتاز دانشکده

سنت الاف-جایزه سپاسگزاری ریاست جمهوری-جام خدمات خارج از کشور و همچنین

مدارج افتخاری از دانشکده کلمبیا در میسوری-دانشگاه هانمن-فیلادلفیا-دانشگاه علوم

پزشکی غرب و دانشگاه دوبوکه!او همچنین نویسنده کتاب روبان زرد:نشریه سری بروس

لینگن(۱۹۹۲)هست.او به فرقه Episcoplain تعلق دارد و متاهل و دارای سه پسر است.

منابع:

محفوظات مغزی سپهر

با اندکی کمک از کتاب روابط ایران و آمریکا-بررسی دیدگاههای نخبگان آمریکایی-اسد الله خلیلی

(تنها اندکی کمک)

*****

دوستان من!

اجازه میخوام درباره این مناسبت هم واقعیات شیرین رو بازگو کنم.این حادثه درست روز ۴

نوابر ۱۹۷۹ اتفاق افتاد.در روز اول نوامبر همون سال بانو مامی آیزنهاور همسر پرزیدنت ژنرال

دوایت آیزنهاور سی و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده بر اثر سکته در گذشت و فردای

اونروز ۲ نوامبر صد و بیست و سومین سالگرد تولد پرزیدنت وارن هاردینگ بیست و نهمین

رئیس جمهور آمریکا بود.انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز معمولا در دهه اول نوامبر هست.

روز ۵ نوامبر هم تصور می کنم سالگرد ازدواج پرزیدنت جورج دبلیو.بوش و بانو لورا هست.

***

دو روز پس از حادثه اگه اشتباه نکنم احسان علیخانی مجری مسلط و خوب تلویزیون ایران

به دنیا اومد(۱۵ آبان) و چهار روز بعد هم علی زندی فر گوینده دوست داشتنی اخبار ورزشی

و بویژه اخبار جوانه ها زاده شد(۱۷ آبان).

در روز ۱۷ آبان ۱۳۸۰ من از داخل برای اولین بار سفارت رو دیدم که بعدا هم باز تکرار شد.اگه

اجازه میدین همونروز دربارش بنویسم.

لینک