سپهر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
همين نيست؟
به نام او
دلم می خواد منم از چیزی که دلم گاهی به خاطرش قیلی ویلی میخوره!ما که
دینمون اسلامه و کتابمون قرآن و پیامبرمون محمد(صلی الله علیه و آله) چرا از
این فقط جوهر خشک شده یا جوهر خشک نشده ای که فقط چهره رو سیاه
می کنه و دستو کثیف می کنه تا یا دیگرونو سیاه کنیم یا زندگی خودمونو در
ما باقی مونده؟حساب کنین هم چهره سیاه بشه و هم زندگی که ممکنه
مث چهره دیده نشه!
خانمی می گفت:وقتی تو کلیسا میریم دچار حال روحانی میشیم ولی داخل
مسجد خودمون بینیمونو می گیریم!!!!!!!فکر کردین چرا؟
خیلی از درونی شده های اونا مگه مال ما و دستور ما نیست؟اگه اونا بعدا به
دست آورده باشن!
پدرم میگه:اون وقتا شب ژانویه مسلمونا به کاباره ها می رفتن و خوشی داشتن
و مسیحیا رو پشت در می ذاشتن!
چرا مسلمون یعنی بن لادن و زرقاوی و ملا عمر؟چرا یعنی مهدی گربه؟یا چن تا
دیگه که شاید عقرب و سوسک هم باشه؟
به مالک برای این اشتر می گفتن که تو جنگ گوشه چشمش دریده بود!دریدگی
اینا رو دیدین؟
چرا هزاران کتابخونه در برابر کوچه های خالی ولی الان هزاران مرکز تحقیقات در
برابر چن کتابخونه و مدرسه خمود که دورش ممکنه سیم خاردار هم باشه؟
چرا میگیم ربا بده و دستمون تو جیبمونه که شاید هموندم بدیمش؟
چرا میگیم دروغ بده در حالیکه تو اون کلام فقط همین راست بوده؟
چرا وقتی به شتر مرغ میگن بپر میگه شترم ولی...................................
| لینک | ۱۳۸٦/٧/٢۸ - سید سپهر سیدزمانی |

