سپهر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
شتر جان
به نام او
من از بچگی علاقه خاصی به شترها داشتم.حیوون استثنایی زندگی من هم از
جهت علاقه و هم رمز و راز.کلاس دوم دبستان درسی تو کتاب فارسی بود به نام
"صحرانورد"که از زبان یه شتر این حیوون رو تشریح می کرد.گاهی که دعوام میکردن
میرفتم با گریه عکس کودکانه شتر رو که تو این درس بود ماچ می کردم.اون شتره
لبخند هم داشت

این حس امروزم با منه و این حیوون جزیی از روان منه!توی یاهو٣۶٠ هم دوبار
شترنامه نوشتم و با شتر درد دل کردم.قد و هیکل شتر و خاصّه کوهاناش و فرم
لبخند گونه لباش برام آرامبخشه و حتی نامش!گاهی شتر دوکوهانه بامزه میدوه
و فرم چینش کوهاناش که به دست هنرمند پروردگار سامون گرفته جلوه ای هم
آرامبخش و هم بامزّه داره فکر کنم بامزه هم تکون بخوره
من به خیلی حسن تصادف ها توجّه دارم.الآن گفتم دست هنرمند پروردگار و این
دقیقا ربط پیدا کرد به مطلبی که الآن میخوام بنویسم و اون اینه که باید جزء محبوبین
همین پروردگار باشه.شتر برای من جنبه تقدّس هم پیدا کرده چرا که دلیلش همینه
و یکی از حیوونایی که خدا بهش بالیده شتره!وقتی در قرآن میگه:"به شتر بنگرید
که چگونه آفریده شده"؟و تو همون آیه هام میگه:"به آسمان بنگرید که چگونه بالا
گرفته"؟ حتّی مورد عنایت معصومین هم میتونست باشه و تقدّس اونا رو هم بگبره.
گویا پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده اند:"شتری که چهل بار به مکّه
و حج بیاید و این راه را بپیماید خداوند او را از شتران بهشت قرار می دهد و نسلش
را بابرکت می سازد"و یا حضرت امام زین العابدین(علیه السّلام) شتری داشتند که
با آن به حج میرفتند پس از شهادتشون اون شتر از صاحبش دل نمی کند و مدام
سر مزار حضرت سرشو می کوبید و هر چی جداش می کردن باز برمیگشت و عزای
صاحبشو میگرفت که آخر کنار همون خاک مقدّس جون داد.و همینطور چون معصومین
(صلوات الله علیهم اجمعین)از این حیوون به دلیل شرایط محیطی استفاده می کردن
خواه ناخواه به نظر من تقدّس اونا رو هم گرفته
حالا دلم میخواد بازم با این حیوون درد دل کنم!
سلام شتره!میدونی دلم میگیره و افسرده میشم؟شاید تو هم از این غما داشته باشی
مثل وقتی که یکی از همقطارات در فراق صاحبش که حجّت پاک خدا بود خودشو کشت.
اینم میتونه حسن تصادف باشه مگه نه؟وقتی به بداخلاقی و کش پیدا کردن یه کاری
برمیخورم کاش بیام و بگم.اینجور مواقع وقتی چیزی میخوری فرم خوردنت و دندونات
بهم نیرو میده که به مصاف اون کسایی برم که مثلا تو فلان اداره به رغم دستور رئیس
کار ارباب رجوع رو راه نمیندازن.
اینو داشته باش تا آپ بعد جناب شتر
| لینک | ۱۳۸٩/٢/٢٩ - سید سپهر سیدزمانی |
دو امریکا دو ایران
به نام او
علوم انسانی و در راس آنها علوم سیاسی و فنون سیاست و دیپلماسی هماره زوایای
نو در میان خود و در ارتباط با دیگر دانشها داشته اند.
٢٠ فروردین سالگرد قطع روابط سیاسی ایران و امریکا بود و ۵ اردیبهشت عملیات ناکام
طبس که هم به یکدیگر ربط دارند و هم یک ریشه که آن هم به بحث ما ربط دارد.
نوآوری مورد بحث تحول در دیپلماسی قدیم و آشکار شدن گونه و گونه های تازه آن
است.در دموکراسی رویکرد مردم بر مردم حکومت کردن جان سخن است اما گاهی
در عین گفتار بهانه است.
وقتی چه به عنوان علم و پژوهش و چه به عنوان رشته دانشگاهی از"روابط بین الملل"
سخن می گوییم با دو مفهوم واقعی و غیرواقعی روبروییم.مفهوم غیرواقعی آن بده و
بستان های دولتها چه مثبت و چه منفی و مفهوم واقعی آن صلح و دوستی و نام این
رشته است و نه کار آن یعنی روابط بین"الملل"ونه بین"الدول"!همین به خوبی بیانگر
است که ریشه و اجزای ریشه کجاست و این عناوین پر طمطراق از جای دیگر و همزمان
هدفی دیگر بوجود آمده است و نحوستی که از قضا دانشمندان و دانشخواهان همین
رشته بیشتر از همه بدان واقفند وصله ای در عین ناچسبی چسبنده و در عین و ظاهر
چسبندگی ناچسبند.سمبل آن دو تاجر شرافتمند که یکی پارچه اش را می فروشد و
یکی شیرینی بی تقلبش را مبادله می کند و هردو امیدی دارند گاه بغض آلود از مهر
و صفا.
حکایت دو ملت بزرگ ایران و امریکا هم به عنوان دو ملت نمونه حق بالا را بدون نیاز به
دولت هایشان به نحو احسن ادا کرده اند و انسان مطالبی می خواند و می شنود که
گاهی متنش را هم نداند دلش بهترین مترجم است.پس اکنون نوبت دولتهای ایران
و امریکاست که این دیپلماسی نوین را رسمیت بخشند و دست دو ملت بزرگ و
دوست را برای ارتباطات فرهنگی و اجتماعی باز گذارند و خود به حل مشکلاتی که
در حیطه سیاست وجود دارد بپردازند و هدفشان حل کردن باشد چون کامل شدن
این پروسه با قصد و نیت درست است بی بهانه و بی دشمنی و اشکال تراشی.
امیدوارم دپلماسی مردمی و فرهنگی بتواند به دولتها هم فشار لازم را بیاورد تا
دولت و ملتی نمونه باشیم.
| لینک | ۱۳۸٩/٢/٧ - سید سپهر سیدزمانی |

