سپهر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
زين العابدين بن علی
به نام او
مردم کشور عربی تونس هنگامی که در روز ۷ نوامبر ۱۹۸۷ از خواب برخواستند با خبری عجیب
و غیر منتظره مواجه شدند.رادیو تونس بیانیه ای را پخش کرد که طبق آن زین العابدین بن علی
نخست وزیر دیروز خود را رئیس جمهور و فرمانده کل قوا اعلام و پرزیدنت حبیب بورقیبه اولین
رئیس جمهور و پدر استقلال را پس از ۳۱ سال از کار برکنار کرد.این بیانیه حاوی مطالبی دارای
امید برای مردم بود و از آن جمله این نکات در آن بود:
الف)قدردانی از حبیب بورقیبه و اعلام علاقه به وی و ذکر اینکه علت برکناری طبق قانون پیری
و بیماری ایشان بوده است.
ب)دوستی فرزندان تونس و اینکه در آینده هیچ جایی برای کینه و انتقام وجود نخواهد داشت.
ج)تاکید بر دوستی سنتی میان ایالات متحده و تونس
مردم و احزاب این تغییر را به فال نیک گرفتند و به ابراز سرور و شادمانی پرداختند.حرکت اتجاه
اسلامی نیز به تایید بن علی پرداخت و همکاری خود را با نظام حاکم اعلام داشت.این چیزی
نبود که رئیس جمهور جدید آن را نادیده بگیرد و بدیهی بود که با این اقدام به مشروعیت خود
بیفزاید.از سویی آزادی زندانیان و اجازه بازگشت به تبعیدیان باعث شد تا حسن ظن مردم به
نظام حاکم و رئیس جمهور جدید بیشتر شود.
او پس ار تصفیه جناح وابسته به رئیس جمهور گذشته و برگزیدن هادی بکوش به نخست وزیری
با رهبران احزاب مخالف به مذاکره پرداخت و میثاق ملی تشکیل شد.پس از آن تغییر و تحولاتی
درون حزب صورت گرفت و بن علی اگر اشتباه نکنم اعضای شورای مرکزی را کاهش داد و به
جوانان میدان بیشتری داد.برگزاری کنگره حزب با حضور حدود ۶۰ هیئت از کشورهای گوناگون
و میهمانان متعدد نیز در این راستا بود که با سخنرانی بن علی آغاز شد که در این سخنرانی
تفکیک مسوولیتهای حزبی و دولتی را مطرح کرد ولی همانگونه که نوشتم در عمل چنین
نشد.پس از آن حزب حرکت اتجاه هم خواست فعالیت کند که نتوانست و پس از آن هم که
نام النهضه را انتخاب کرد که مرامش مستتر بماند باز اجازه فعالیت نگرفت هرچند در ابتدا به
تایید بن علی پرداخت.
باقی احزاب خود را برای اتخابات آوریل ۱۹۸۹ آماده کردند که برشگاه حساسی بود زیرا پس
از آن دوران اصلاحات و آزادی تمام شد و بار دیگر خفقان دوران بورقیبه بازگشت.زیرا هیچ حزب
مخالفی نتوانست جایی را در پارلمان اشغال کند.زیرا حزب حاکم با اعمال ناروا همه کرسیها
را از آن خود کرد و اعلام نمود که کاندیداهای النهضه هم که تصور می کنم به عنوان کاندیداهای
مستقل در انتخابات شرکت کرده بودند ۱۷ درصد آرا را به خود اختصاص داده اند در حالیکه
آمار واقعی بیش از این بود و آنان درصد مهمی از آرا را کسب کرده بودند.
از آن پس مردم از نظام حاکم نومید شدند و به ادعاهای دروغین بن علی پی بردند.بار دیگر
فشار سیاسی حاکم شد و محاکمات سیاسی آغاز گردید.آزادی به شدت دستخوش تغییر
شد و درخواست گروههای اسلامی مبنی بر فعالیت رد شد و هواداران آنان زندانی و مورد
شکنجه قرار گرفتند و بن علی در برابر نمایندگان مجلس گفت که در تونس هیچ جایی برای
فعالیت یک حزب دینی وجود ندارد و گفت:اسلام دین همه است و نمی تواند موضوع اختلاف
و مبارزه قرار گیرد و نمی توان با تمسک به آن به قدرت دست پیدا کرد.دولت تنها مدافع اسلام
است.
خلاصه اینکه بن علی ثابت کرد که تغییر ۷ نوامبر ۱۹۸۷ چیزی جز ادامه رئیس جمهوری پیشین
نیست بلکه به قدرت رسیدن وی برای خروج تونس از بن بست های آن سال و مسائلی دیگر
بوده است.
پس از آن به دنبال بحران حمله عراق به کویت تونس با حمایت ظاهری از عراق بار دیگر زمینه
را برای مذاکرات با احزاب فراهم کرد و در ایام جشن استقلال ۱۹۹۰ نیز تصمیم گرفت بار دیگر
این کار را انجام دهد که در این راستا برخی از آنها را به حضور پذیرفت و گفتگو نمود و اگر که
اشتباه نکنم دبیرکل حزب سوسیالیت ترقی خواه را برای تقدیم نامه های وی به برخی از
کشورها فرستاد.البته این آشتی هیچگاه شامل گروههای اسلامی نشده است.
این وضع اکنون نیز ادامه دارد و زندانها رقم قابل توجهی را از زندانیان سیاسی به خود اختصاص
داده اند و رئیس جمهور در حقیقت شاه است.با وجود همه احترامی که برای پرزیدنت بن علی
قائلم این وضع چندان مطلوبی نیست.

به نقل از:
محفوظات مغزی من برگرفته از کتاب سبز تونس-مرکز چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه
به کوشش ذوالفقار امیرشاهی
**********
در اواخر بهار و در تابستان ۱۳۸۰ سرم خیلی به تونس گرم بود تا حدی که با پدرم قرار
گذاشته بودم هر وقت سر غذا خوردن تند خوردم ایشون با کلمه رمز تونس بهم تذکر
بده!اون سال برام خیلی شیرین بود و ماههای نزدیک به حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ رو
می گذروندیم.علاوه بر اون سریال خوب و به یاد ماندنی خط قرمز هم در حال ساخت
بود!به همین دلیل تونس با این سریال و بازیگرای جوونش در یاد من یه جورایی پیوند
داره!حتی اگه اشتباه نکرده باشم دو روز قبل از حادثه که ۹ سپتامبر و ۱۸ شهریور و
تولد حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)بود و از جشنی با حضور افراد معروف در حال
برگشتن بودم وقتی با داداشم از تاکسی پیاده شدیم و از پله ای بالا رفتیم من وقتی
به بالا رسیدیم نقش پرچم تونس و فکر دینار تونسی تو ذهنم بود و از سر علاقه از
داداشم پرسیدم دینار تونسی چنده؟از اون موقع اونجا برام یادآور این خاطره هست
و اونجا رو تونس نامگذاری کردم.آهنگ سرود ملی تونس برام یادآور اون روزاس!
| لینک | ۱۳۸٦/۸/۱٦ - سید سپهر سیدزمانی |
۱۳ آبان
به نام او
۲۴ مهر سال ۱۳۵۸ بود.شاه فراری ایران از مکزیک وارد آمریکا شد.اما هنوز آغاز کار بود!این
خبر در بین دانشجویان ولوله انداخت که ایالات متحده شاه را پناه داده و باید فکری کرد که
که...که......................................................
دانشجویان راه افتادند.رفتند و رفتند تا در تقاطع خیابانهای روزولت و تخت جمشید سابق
به جایی رسیدند که ظاهر جعبه مانند نداشت اما گرمای انفجار این جعبه یا جعبه های
مجازی انفجار بدی آن روز دنیا را لرزاند و گرمایش تا امروز هم رسیده.خلاصه اینکه پس از
مدتی کش و قوس ۶۶ آمریکایی در سفارت آمریکا گروگان گرفته شدند.مدتی بعد جهت
نشان دادن حسن نیت گروگانهای زن و سیاهپوست آزاد شدند و جز یک نفر هم که بعدا
به دلیل بیماری آزاد شد اسارت بقیه ۴۴۴ روز طول کشید.
شاه در ۲۴ آذر پس از دقیقا دو ماه مجبور شد از آمریکا خارج شود.او کتاب پاسخ به تاریخ
چنین نوشته که در خلال بستری بودن در یکی از بیمارستانهای نیویورک پرزیدنت کارتر
هیچ تماسی نگرفت.کارتر دیگر به او هیچ اعتنایی نکرد و گویا درجاهایی نوشت یا گفت:
مایل نیستم شاه اینجا تنیس بازی کند و گروگانهای ما آنجا دربند باشند.اگر بوی گند
شاه در کشور ما استشمام شود نه برای ما خوب است و نه خودش.
کارتر همچنین عنوان کرده بود:من از نفرت مردم آمریکا آگاهی دارم و اگر از مردم پلنز(زادگاه
کارتر در جورجیا)بپرسم که چه کنم پاسخ می دهند:ایران را بمباران کنید.
**********
درباره ۵۲ گروگانی هم که در آجا بودند عالیمقامترین آنها کاردار سفارت آقای بروس لینگن
بود که در هنگام حادثه در وزارت خارجه به سر می برد که تلفنی به کارمندانش دستور داد
که اسناد را بویژه اسناد گاوصندوق شخصی خودش را که گویا درباره مذاکرات برای پذیرش
شاه بود از بین ببرند.پیر ترین گروگان هم آقای رابرت اود بود که در سال ۱۹۹۵ درگذشت.
**********
درباره بروس لینگن
لوول بروس لینگن در ۶ اگوست ۱۹۲۲ در مینه سوتا متولد شد و مدرک کارشناسی ارشد خود
را در رشته روابط بین الملل دریافت کرد.در جنگ جهانی دوم در نیروی دریایی آمریکا خدمت
کرد.او از ۱۹۴۹ تا ۱۹۸۷ در آلمان و ایران افغانستان و پاکستان مسوولیتهای سیاسی داشت
و فکر می کنم دو سالی بین سنوات ۱۹۵۳ تا ۵۵ مامور سیاسی سفارت آمریکا در ایران بود.
او در ۱۹۷۷ به سفارت آمریکا در مالت منصوب شد و سپس به عنوان کاردار آمریکا در ایران انجام
وظیفه کرد که به بحران گروگانگیری برخورد.
او پس از آزادی به عنوان معاون رئیس جمهور در دانشگاه دفاع ملی رسید و همچنین از
۱۹۸۷ تا ۱۹۹۰ مدیریت اجرایی کمیسیون خدمات عمومی(ولکر) را به عهده گرفت.
او هم اکنون از روسای آکادمی دیپلماسی آمریکا می باشد که یک موسسه غیرانتفاعی
است و بسیاری از نخبگان سیاست خارجی ایالات متحده در آن جمع بوده اند و هستند.
او عضو هیئت مدیره کلاس ریاست جمهوری آمریکا برای جوانان نیز بود و نمی دانم هنوز
نیز آنجا مشغول باشد یا خیر!
او جوایز و مدارج متعددی را به خود اختصاص داده که عبارتند از:جایزه شجاعت وزارت امور
خارجه آمریکا-جام طلایی آکادمی دستاوردهای آمریکا-جایزه دانشجویان ممتاز دانشکده
سنت الاف-جایزه سپاسگزاری ریاست جمهوری-جام خدمات خارج از کشور و همچنین
مدارج افتخاری از دانشکده کلمبیا در میسوری-دانشگاه هانمن-فیلادلفیا-دانشگاه علوم
پزشکی غرب و دانشگاه دوبوکه!او همچنین نویسنده کتاب روبان زرد:نشریه سری بروس
لینگن(۱۹۹۲)هست.او به فرقه Episcoplain تعلق دارد و متاهل و دارای سه پسر است.

منابع:
محفوظات مغزی سپهر
با اندکی کمک از کتاب روابط ایران و آمریکا-بررسی دیدگاههای نخبگان آمریکایی-اسد الله خلیلی
(تنها اندکی کمک)
*****
دوستان من!
اجازه میخوام درباره این مناسبت هم واقعیات شیرین رو بازگو کنم.این حادثه درست روز ۴
نوابر ۱۹۷۹ اتفاق افتاد.در روز اول نوامبر همون سال بانو مامی آیزنهاور همسر پرزیدنت ژنرال
دوایت آیزنهاور سی و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده بر اثر سکته در گذشت و فردای
اونروز ۲ نوامبر صد و بیست و سومین سالگرد تولد پرزیدنت وارن هاردینگ بیست و نهمین
رئیس جمهور آمریکا بود.انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز معمولا در دهه اول نوامبر هست.
روز ۵ نوامبر هم تصور می کنم سالگرد ازدواج پرزیدنت جورج دبلیو.بوش و بانو لورا هست.
***
دو روز پس از حادثه اگه اشتباه نکنم احسان علیخانی مجری مسلط و خوب تلویزیون ایران
به دنیا اومد(۱۵ آبان) و چهار روز بعد هم علی زندی فر گوینده دوست داشتنی اخبار ورزشی
و بویژه اخبار جوانه ها زاده شد(۱۷ آبان).
در روز ۱۷ آبان ۱۳۸۰ من از داخل برای اولین بار سفارت رو دیدم که بعدا هم باز تکرار شد.اگه
اجازه میدین همونروز دربارش بنویسم.
| لینک | ۱۳۸٦/۸/۱۳ - سید سپهر سیدزمانی |
تولد تئودور روزولت
به نام او
تئودور روزولت در ۲۷ اکتبر ۱۸۵۸ میلادی در خیابان پنجاه مانهاتان به دنیا آمد.پدرش از نژاد
ژرمن و یک صراف بود.او در هاروارد تحصیل کرد و با آلیس ازدواج نمود که پس از چهار سال
در ۱۸۸۴ درگذشت.
او پس از ماجراهایی پس از مرگ همسرش با ادیث کرمیت دوست دوران بچگی اش ازدواج
کرد(ادیث در ۱۹۴۸ در گذشت) و با قدرت در صحنه سیاست حضور یافت.عضویت در مجلس
قانونگذاری نیویورک از سوابق او بود و پس از شش سال زندگی هم که در واشینگتن کرد
به ریاست پلیس نیویورک رسید.لیاقت باعث شد او به معاونت نیروی دریایی برسد و در
همین سمت با نیروهای اسپانیایی بجنگد و نیروهای کلاه کج یا سواران خشن را هدایت
کند!
او در پس از آن به معاونت پرزیدنت ویلیام مکینلی رسید و حدود چهار سال بعد پس از ترور او
به دست ژولگوژ در سپتامبر ۱۹۰۱ رییس جمهور قرن جدید آمریکا شد!تصور می کنم که درحال
کوهنوردی بود که خبر ترور مکینلی به او رسید!
از کارهای او ایجاد رفورم های اقتصادی و ارسال ناوگانی به اقصی نقاط دنیا برای به رخ کشیدن
قدرت کشورش بود.او در ۱۹۰۵ جایزه صلح نوبل را دریافت کرد!دوران حکومت او همزمان با وقوع
انقلاب مشروطیت در ایران بود!او سعی داشت وساطتهایی هم برای صلح بکند.
او اگر اشتباه نکنم پس از ریاست جمهوری خاطراتش را نوشت و علاقه خود را به شکار عنوان
کرد!در جنگ جهانی اول نیز بسیار فعالیت داشت و پسرانش را در آن شرکت داد.پسرش
کوانتین که تنها ۲۱ سال داشت و خلبان بود کشته شد و پدر در داغش چنین نوشت:تنها
انسانهایی که از مرگ نمی ترسند لیاقت زندگی را دارن و کسانی که از وظایف خود در زندگی
شانه خالی می کنند و بهره ای از شادی ها و خوشی های آن نمی برند لیاقت مرگ را نیز
ندارند.زندگی و مرگ هر دو بخشی از یک ماجرای باشکوهند.
سرانجام به دلیل تصلب شرایین در رور ۶ ژانویه ۱۹۱۹ از دنیا رخت بست و در گورستانی در
اویستر بی به خاک سپرده شد.او گفته بود:من نمی توانم همیشه در کنار شما بمانم پس
آرزو می کنم همواره در پناه خداوند باشید.
ضمنا اگر اشتباه نکرده باشم نوه تئودور روزولت به نام کرمیت یا کیم روزولت همان کسیست
که از سوی سازمان سیا به ایران آمد و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را سازمان داد!

منابع:
تاریخ قرن بیستم-جان باومن
بزرگان قرن بیستم-برگرفته از مجله تایم
محفوظات مغزی من
***
راستی اینم بگم که با توجه به اینکه هوا رو به سردی میره من امروز اولین بار ژاکتمو که داداشم
چن سال پیش از خارج آورده بود پوشیدم.من اولین بار این ژاکتو روز ۱۷ آبان ۱۳۸۰ که میخواستم
برای اولین بار سفارت سابق آمریکا رو ببینم پوشیدم!دورانی که علاقه ام به تئودور روزولت شروع
شد این ژاکتو زیاد می پوشیدم یعنی همون سال!حالا امروز در روز تولد این مرد بزرگ اولین دفعه
امسالو پوشیدم!
| لینک | ۱۳۸٦/۸/٥ - سید سپهر سیدزمانی |

