سپهر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
علی منصوری
به نام او
۳۳ سال پیش در چنین روزی ۲۵ شهریور ۱۳۵۳ هجری شمسی مطابق با اواخر شعبان
۱۳۹۴ هجری قمری و برابر ۱۶ یا ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۴ میلادی در حالیکه محمدرضا شاه
سی و سومین سالگرد سلطنتش و جشن می گرفت و در حالیکه حسام نواب صفوی
که گویا به الویس پریسلی ایران معروفه ۳ روزش بود و امیر جعفری ۱۵ روزش بود و
پژمان بازغی یه ماه و اندی داشت و یه ماه و اندی هم از استعفای پرزیدنت نیکسون
در آمریکا و اومدن پرزیدنت فورد می گذشت در خانواده منصوری نوزادی به دنیا اومد که
همنام امیر مومنان شد و علی نام گرفت.
علی از سن ۱۰-۱۱ سالگی کار موسیقی رو با پیانو شروع کرد و پس از دیپلم وارد
دانشگاه هنر شد و بازیگری و کارگردانی خوند.از جمله اساتید بازیگریش آقایان حمید
سمندریان و احمد دامود و امیر دژاکام و قطب الدین صادقی و خانم رویا تیموریان بودن.
اگه اشتباه نکنم سال ۱۳۷۸ بود که در دانشکده روی بورد اعلامیه ای برای انتخاب
بازیگر زده بودن.اشکان خان خطیبی علی رو پیش آقای قاسم جعفری می بره و پس
از تست ایشون علی رو برای نقش نیما در سریال خط قرمز انتخاب می کنه.همون
سریالی که در یکی از مقاطع شیرین زندگی من پخش شد و علی و دادا پویا امینی
درش سهیم هستن.برای اطلاعات بیشتر میتونین به آپ پویا امینی در همین وبلاگ
در اردیبهشت امسال مراجعه کنین.خط قرمز از پربیینده ترین سریالهای تلویزیون
بوده و علی هم که نقش یه پسر بیمار رو بازی میکرد به نظر من این بیماری اونو
معصوم تر و دوست داشتنی تر کرده بود.
پس از خط قرمز سریال گل مرداب و تله فیلمهای رویای آخر و سرزمین مادری و قند
ترش رو کار کرد و سریالهای کمکم کن و گرگ و میش یا بازگشت که بعدها به نام
سایه سکوت پخش شد هم اضافه شد.در حین پخش کمکم کن بزرگ سیاستمدار
عرب شیخ زاید بن سلطان آل نهیان رئیس امارات عربی متحده از دنیا رفت.بعد از اون
هم که کار ضبط سریال غریبانه شروع شد اگه اشتباه نکنم در همون روزها هم ملکه
فوزیه همسر اول شاه در سوئیس درگذشت.غریبانه عجب سریالی بود!!!!!!!
علی از موسیقیدانان جوان کشور ماست و آلبومهای نسبتا زیادی رو آهنگسازی و تنظیم
کرده.متاهل و عضو تیم فوتبال هنرمندان هم هست و اواخر تیر ۱۳۸۴ که فکر کنم ۳۱ تیر
بود به مناسبت هفته بهزیستی در ورزشگاه آزادی مسابقه فوتسال با ستارگان فوتبال
ایران برگزار شد که من هم بودم و تونستم از علی امضا بگیرم.با وجود علاقه به هنرمندان
تنها هنرمندی که ازش امضا دارم علی هست.
یه سریال هم که درست اسمشو یادم نیست هم بازی کرد که در سیمای مدرسه و
سیمای خانواده پخش شد و یه کاری هم که جنبه مذهبی داشت باید پارسال انجام
داده باشه.این اواخر هم که در بم بازی داشتن.تو بعضی از سریالا و فیلمها با پویای
عزیزم هم مثل خط قرمز همبازی بوده.
تولد داداش خوبم علی جان منصوری رو به پدر و مادر و دو برادر و یک خواهرش و دوستان
و آشنایان و بستگانش و دوست دارانش تبریک می گم و براش آرزوی شادی و سربلندی
و پیروزی روزافزون دارم.ممکنه کسانی که با علی دوستن یا میتونن خبرش کنن نوشتار
حاضر رو بخونن.ازشون میخوام که به علی بگن بیاد آپ خودشو ببینه و نظر یادش نره و
به یاد من باشه.
علی جان!تولدت با یه برگ سبز احساس و یه قطره شبنم دوستی مبارک!
| لینک | ۱۳۸٦/٦/٢٥ - سید سپهر سیدزمانی |
رمضان کريم
به نام او
رمضان تجلی می یابد و لبخند می زند
خوش به حال بنده ای که غنیمت شمارد
************************************
یادش بخیر!تو ذهنم سوال بود چرا مادر سر سفره شام چایی گذاشته؟آخه
هیچوقت اینکارو نمی کرد.
آخی که چقدر ماه رمضون رو دوست داشتم.این فرشته رحمت خدا رو.این
معدن طلای عبادتو!این فرصت رهایی رو!این لذت یه ماهه با تمنای همیشه
رو!وای روزه!وای ربنا!خدایا تو اینقدر خوبی؟تو اینقدر بزرگی و ما اینقدر کوچک
و بد.حالا این تویی که دعوت کردی!



| لینک | ۱۳۸٦/٦/٢٤ - سید سپهر سیدزمانی |
دلکم!!!
به نام او
اگه اره دست گرفتی بپا خودتو نبری باباجون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دست و پاشونو ببر !!!!!!!!!!!!!!خودتو نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اون زیر ولی اره پذیر نیست!سم باید بیاری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بابا جامعه رو نمی خوام مسموم کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میخوای ببری ببر ولی ریشه رو بزن تا زحمت بریدن هی نکشی!!!!
به قول بابام واسه تنبلا خوبه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!از اونور در میرن
و از اینور انجام میدن!!!!!!!!!!!!!!!
منظورم اراذله!!!!!!!!!!!!!!!بکشین بهتره زنده بذارین ولی ریشه شو
باید پیدا کنین که باز نگین جوون مردم از راه به در شد!!!!!!!!!!!!!!!!!
بین خودتون سالما سالم میمونن و پوسیده ها رو ببرین!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مراقب باشین خودتونو و نونتونو و لحافتونو نبرین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
| لینک | ۱۳۸٦/٦/٢۱ - سید سپهر سیدزمانی |
يار آمده!!!!!!!!
به نام او
شادمانید؟باشید!
یار آمده!سالگشت آمدنش است که به غیبت کشید تا آمدنی دیگر در راه باشد.
بهانه انتظار را تازه کنید تا وقتی آمد انتظارتان کم باشد که سلامی به او عرض
کنید.
کجاست؟اگه بیاد دیگه خار هم گله و گل مثال کف دستش گل تر از گل!اگه
بیاد دیگه غصه ای نیست که به خاطرش صداش کنیم چون دیگه رسیده و
گفته که من اومدم.
دعاش کن دعات می کنه!مگه چی کم داری؟یهو میبینی جوابتو میده!هان؟
چیه؟از چی میترسی؟آقای خوب می دونه چیکار میکنی!هر چی میخوای
بگو بهش!میخوایش؟میخوادت!!!!!!
| لینک | ۱۳۸٦/٦/۸ - سید سپهر سیدزمانی |
چشم آسايش که دارد از سپهر تيزرو؟
به نام او
قدم گذاشتم از روی فرش قرمزی که تشریفاتی نبود و فداکارانه و عاشقانه
بود.اون خون مادرم بود و من اومدم تا دنیا منو داشته باشه.
من سپهرم.همونیم که بودم یه کم بزرگتر و با تغییرات نرم افزاری کم و زیاد.
لطف همیشه داستانو زیبا تر می کنه!



| لینک | ۱۳۸٦/٦/٥ - سید سپهر سیدزمانی |

